یکشنبه 25 آذر1386
روزها می آیند و می روند
روزها می آیند و می روند
برای هیچکس نمی ایستند
نه برای من
نه برای تو
از ماندن خبری نیست
روزها می آیند و میروند
تو هم برو !
نمان ! نمان !
درست مثل روزها ، رو به فردا .....
فردا.....................
روزها روزها می آیند و میروند..............
شنبه 24 آذر1386
او با گوش دل تصنیف میکرد
شانزدهم دسامبر - برابر با ۲۵ آذر ـ زاد روز
" لودویک وان بتهون " موسیقی دان مشهور آلمانی (۱۷۷۰ میلادی)
" لودویک وان بتهون " آهنگساز و موسیقی دان برجسته ی آلمانی در ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰در شهر "بن " دیده به جهان گشود .دوران کودکی و نوجوانی او با مشقات فراوان سپری شد .
او با وجود همه ی مشکلات توانست به کلاس درس دو موسیقی دان بزرگ عصر خود موزارت و هایدن راه یابد و این ، اولین قدم در راه موفقیت های هنری بتهون جوان بود .
اگر به" فرانس هایدن " "پدر سمفونی" لقب داده اند بتهون در تاریخ موسیقی به "پادشاه سمفونی " معروف است .
هایدن ۱۰۴ سمفونی و موزارت ۵۰ سمفونی تصنیف کرد .اما بتهون تنها ۹ سمفونی در کارنامه ی خود دارد ، که همین ۹ سمفونی از آثار سایرین با ارزش تر و ماندگار تر است .
بتهون که مدتها از ضعف شنوایی رنج میبرد از ۴۹ سالگی به بعد ، بکلی ناشنوا شد .
از سمفونی های نهگانه ی بتهون که همگی در شمار مشهورترین آثار کلاسیک جهان است ، سمفونی پنجم به دلیل روح حماسی آن ، جایگاه ویژه ای دارد .
نکته : برجسته ترین آثار بتهون مربوط به دوره ی ناشنوایی اوست .
او با دل می نوشت و با دل می شنید .
" لودویک وان بتهون " سر انجام در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ میلادی در ۵۷ سالگی درگذشت .
سه شنبه 20 آذر1386
تب مولانا در سال مولانا - قسمت سوم
" پرده ی سوم "

چند نمونه از سرقت ها و حمله های فرهنگی :
۱ـ چندی پیش همسر رییس جمهوری ترکیه ، آثار مکتوب مولانا را به همسر رییس جمهوری آمریکا هدیه داد تا مولانای فارسی زبان را، که حتی یک بیت شعر ترکی هم ندارد، به عنوان یکی از مفاخر ترکیه معرفی کند!!
۲ـ کمی پیشتر، ترکیه مدعی شده بود مقبره ی شیخ ابوالحسن خرقانی - از عرفای نامی ایران - در شهر" قارس " ترکیه قرار دارد . البته متاسفانه این ادعا تا حدودی توانست نظر گردشگران را جلب کند ! در حالیکه من حاضرم دست شما را بگیرم و به روستای " خرقان " از توابع شهرستان شاهرود ببرم تا از نزدیک مقبره ی "شیخ ابوالحسن خرقانی" را زیارت کنید .
۳ -جالب است که در این گیر و دار، آذربایجان شوروی هم به صرافت افتاد تا ایرانی بودن "محمد حسین شهریار " شهریار شعر ایران زمین را در روز روشن و در برابر چشم های شگفت زده ی همگان انکار کند ! باز خدا پدر کمال تبریزی را بیامرزد که سریالی برای مرحوم شهریار ساخت .
۴ ـ یک پروژه ی سینمایی بین المللی در حال شکل گیری است که به تولید فیلمی در باره ی زندگی مولانا منجر میشود . مطمئن باشید چنین فیلمی هرگز تصویری را که از مولانا می شناسیم و می پسندیم ، ارائه نخواهد داد . حتی به قول یکی از دوستان ، دور از ذهن نیست فارسی زبان بودن و مسلمان بودن اورا هم انکار کنند.
ای کاش به این اکتفا کنند . اما می ترسم جنبه های غیر اخلاقی هم به شخصیت مولانا بچسبانند . آنها به مسیح پیامبر رحم نکردند!!، میخواهید به مولانا رحم کنند ؟!
۵ - با دیدن فیلمهایی مانند ۳۰۰ و اسکندر و نظایر آن، برآشفتیم و فقط به جار و جنجال بسنده کردیم ! مناقشه های بعد از نمایش عمومی این فیلمها نه تنها چیزی عایدمان نکرد ، بلکه موج گسترده ی تبلیغاتی هم براه انداخت، تا آنها که از ماجرا بی خبر بودند ،باخبرشوند . بعد از آن باز هم دست روی دست گذاشتیم و فکر یک اقدام مشابه در حد و اندازه های جهانی را به مخیله مان راه ندادیم .
آیا باز هم اجازه میدهیم فرصت ها از دست بروند ؟
راستی ! کی میخواهیم از این موقعیت ممتاز جهانی استفاده کنیم ؟
نتیجه گیری کاربردی : به قول اطباء ، هر زهری پادزهر مخصوص ،
و به قول نظامی ها ، هر تکی پاتک مخصوص میخواهد .
با احترام : ناصر طاهرکرد
۲۰/ ۹/ ۱۳۸۶
دوشنبه 19 آذر1386
تب مولانا در سال مولانا - قسمت دوم
" پرده ی دوم "
مفاخرمان را چقدر میشناسیم ؟
"مفاخر شناسی" پیشکش آیا " مفاخر شماری " بلدیم ؟ تا دست بر قضا اگر بچه مان خواست چند تا از بزرگان قدیم و جدید ایران زمین را معرفی کنیم ، بتوانیم چند نمونه را فقط اسم ببریم .
به دست روی دست گذاشتن عادت کرده ایم !
دوست دلسوزی میگفت : باید برای درست شناساندن مشاهیرمان به مردم دنیا دل بسوزانیم .
باید آداب دیپلماتیک جلب توجه جهانی به بهانه ی تعیین سال مولانا را یاد بگیریم .
باید .....
در عین حال اظهارات یکی از مقامات فرهنگی در نوع خود کم نظیر است . ایشان در جلسه ی هم اندیشی برای برنامه های سال مولانا ،مشغول نقد مولانا میشود و میگوید : به هر حال بعضی از اشعار او قابل دفاع نیستند و تفکر صوفیانه به طور کامل ........!!!
حیرت آور است که به جای استفاده از این موقعیت جهانی در تجلیل از یک شاعر فارسی زبان، مطالبی مطرح میشود که ـ ولو درست و کارشناسانه ـ جای بیان آن یک محفل دانشگاهی و تخصصی است ، نه جلسه ای که بهانه ی تشکیل آن ، یافتن راهکارهای معرفی مولانا در بعد جهانی است .
در چنین شرایطی نباید شگفت زده شدکه مفاخرمان را یک به یک از ما بربایند و هویت ایرانی شان را منکر شوند .
نتیجه گیری کاربردی ۱: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد را از یاد نبریم . نتیجه گیری کاربردی ۲ :برای پیدا کردن پرتقال فروش جایزه بگذاریم .
پرده ی سوم در راه است . حتما بخوانید ....لطفا .
یکشنبه 18 آذر1386
تب مولانا در سال مولانا
" پرده ی اول "
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
چند روز پیش پسرم - امیر حسین - دیوان گرد گرفته ی شمس را با ولع خاصی گشود و پس از جستجویی کوتاه ، همانند شاعری که پشت تریبون شب شعر قرار گرفته باشد ، شروع به خواندن کرد : بنمای رخ ............ و چه زیبا هم خواند !
با خود گفتم : عجب ! بالاخره سال مولانا موثر افتاد و متولیان آموزش و پرورش هم باب بازشناسایی مولانا را باز کردند !!
اما این شگفتی دیری نپایید ! پس از پرسش و پاسخی کوتاه ، کاشف بعمل آمد که از این خبرها نبوده، بلکه امیر حسین در یک سفر اردویی ، یکی از ابیات مولانا را در یک رستوران دیده و به آن علاقمند شده است !!
نتیجه گیری کاربردی : معرفی مولانا و سایرمفاخر ملی رابه"رستورانها"
و "فست فود ها" بسپاریم !! آنها موفق ترند !!!
پرده های بعدی را هم بخوانید . ماجرا جذاب تر میشود !
چهارشنبه 14 آذر1386
به ياد مسافران هواپيماي c-130
کساني را که دوستشان داريم با اشک بدرقه نمي کنيم .
. . .
لبانشان خندان بود ، پس هزاران خنده بدرقه راهشان که مسافران عالم بقا بودند .
رفتند ، رفتنشان در پاييز
اما انديشه شان به قوت تابستان بود .
و ما را در خصلت سرد و بي روح زمستان
با سفيدي وجودشان تنها گذاشتند .
حيراني حرفهايشان ، لطافت وجودشان را در خود نهفته داشت .
ياد خبرنگاراني که خود خبر شدند ،
ياد مسافران هواپيماي c-130 که از فرودگاه مهرآباد تهران ،يکسره به عرش رفتند بخیر .
* چنانچه مایلید درباره ی چگونگی سقوط هواپیمای C-۱۳۰ اطلاعات بیشتری بدست بیاورید لطفا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
یکشنبه 11 آذر1386
موج نو - سينماي روشنفکري - گاو
نمايش غافلگير کننده ي فيلم " گاو " از شبکه ي سوم سيما ( ۹/۹/۸۶) فرصتي بود تا با يکي از تاثيرگذارترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران تجديد ديدار کنيم .
" گاو " دومين ساخته ي داريوش مهرجويي است که تحت تاثير موج نوي سينماي اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم - به ويژه فرانسه و ايتالیا
- موجي نو در سينماي ايران به راه انداخت .این فیلم اگر چه مورد استقبال سينمارو هاي آن روزگار ( اوخر دهه ي ۱۳۴۰ ) - که از سينما فقط کلاه مخملي ، پيراهن سفيد و کت و شلوار مشکي را مي شناختند - قرار نگرفت و حتي طعم توقيف را هم چشيد ،اما در جشنواره هاي معتبر بويژه جشنواره ي ونیز و شيکاگو توجه منتقدان را جلب کرد و برنده ي جايزه شد . (۱۹۷۱ )
" گاو "مفاهيم و اصطلاحات تازه اي را در ادبيات سينمايي کشورمان مطرح کرد : موج نو ، سينماي روشنفکري و . . . مفاهيمي بود که با " گاو " به دايره ي واژگان سينماي ايران وارد شد .
اما موج نو کي و از کجا آغاز شد ؟
موج نو که در حقيقت از رئاليسم شاعرانه ي فرانسه ( سالهاي دهه ي ۱۹۳۰ ) الگوبرداري کرد ، يکي از اولين حرکتهاي مهم سينماي بعد از جنگ جهاني دوم بود که در ايتاليا پديد آمد .
لوکینو ويسکونتي با " وسوسه " و " زمين ميلرزد "
روبرتو روسيليني با " رم شهر بي دفاع " و " آلمان سال صفر "
ويتوريو دسيکا با " واکسي " و " دزد دوچرخه " و چند سينماگر ديگر ، از پيشگامان اين موج نو خاسته بودند .
آغازگران واقع گرايي نو در ايتاليا يک ويژگي مشترک داشتند : همگي اولين گروه دانش آموخته ي سينما بودند و اين هنر صنعت را به زبان آکادميک مي شناختند . داريوش مهرجويي پيشگام موج نوي سينماي ايران نيز از اين ويژگي برخودار است .
آياموج نوي سينماي ايران يک موج تمام عيار،با همه ي مختصات سينماي واقعگراي نو بود ؟
شاید یک مقايسه ي ساده بين اين موج و نسخه ي اصل آن ، نتايج جالبي به دست دهد .
الف : وجوه افتراق 
۱- موج نوي سينماي ايتاليا بطور طبيعي وتحت تاثير شرايط خاص پس از جنگ و ناملايمات ناشي از آن شکل گرفت .
اما ايران اواخر دهه ي ۱۳۴۰ سالهاي به ظاهر آرامي را سپري مي کرد و از جنگ خبري نبود . اگرچه مي شد گرد فقر را از دوردست بر چهره ي آن ديد .
۲- کارگردانان پيرو مکتب واقعگرايي نو از بازيگران حرفه اي استفاده نمي کنند ، چرا که خواهان ارتباط مستقيم با واقعيات جامعه هستند ، لذا به سراغ نابازيگران مي روند .
اما مهرجويي حرفه اي ترين و برجسته ترين بازيگران ( انتظامي - نصيريان - مشايخي - جعفر والي - زنده ياد پرويز فني زاده و . . . ) را گرد هم آورد تا ضمن اطمينان از نتيجه ي کار ، خيال خود را از بابت گيشه نيز راحت کند .
۳- مهرجويي براي ساختن گاو از کمک هاي دولتي استفاده کرد .*۱ اما پيروان نئورئاليسم نه تنها از کمکهاي دولتي بهره اي نداشتند ، بلکه اغلب بدليل متهم شدن به سياه نمايي ، با موانع جدي در ساخت آثارشان مواجه مي شدند .
وجوه اشتراک :
گاو در چند ويژگي با ژانر سينماي واقعگراي نو اشتراک دارد .
۱- اين گونه فيلمها معمولا در فضاهاي واقعي شهرها ، خيابان ها و کوچه ها ساخته مي شوند . " گاو " نيز در فضاي واقعي روستا جلوی دوربین رفت .
۲- اغلب سازندگان اين آثار گرايشات چپ دارند . " گاو " نيز بر اساس يکي از داستان هاي کوتاه غلامحسين ساعدي نويسنده ي " چپ گرا " ساخته شد .
۳- بسياري از اين آثار به نمايش بيکاري ، بدبختي ، فقر و نظاير آن تمايل دارند . " گاو " نیز به خوبي توانست شرايط نکبت بار آن روز ايران را به تصوير بکشد . *۲
داريوش مهرجويي عقیده دارد : فيلم گاو در دو مقطع از تاريخ سينماي ايران تاثير گذار بود :
يکبار قبل از انقلاب ، هنگامي که توقيف و سانسور شد ، اما در جشنواره ها جايزه گرفت .
وبار دیگر پس از انقلاب اسلامي ، هنگامي که تلويزيون ايران فيلم را نمايش داد و اتفاقا امام آن را پسندیدند و گفتند : ما با سينما مخالف نیستيم .
مهرجويي فيلمساز برجسته اي است . اولين فيلم موج نوي تاريخ سينما ی ایران را ساخته و رکورد یکی از پرفروشترین فیلمهای تاريخ سينماي ايران را با " اجاره نشين ها " در اختيار دارد .
هرگاه حال و روز سينماي فعلي ایران را مي بينم ، مي گويم : اي کاش مهرجويي موج نوي
سينماي ايران را با نام ديگري به جز " گاو " آغاز مي کرد !
ناصر طاهرکرد
۱۱ / ۹/ ۸۶
*۱ : جالب است بدانيد " گاو " نيز به مذاق حکومت وقت خوش نيامد و مدتي در محاق توقيف گرفتار شد . اما سرانجام با پاره اي تغييرات ، اجازه ي نمايش گرفت .
*۲ : " گاو " موفق شد با سرمايه ي حکومت وقت !! واقعيت هاي تلخ جامعه را که ناشي ازبي عدالتي دستگاه حاکم بود بيان کند .
پنجشنبه 1 آذر1386
بررسي راهبردهاي قانونمندانه به منظور حل مشكل كتابخواني !! (قسمت آخر)
سرگيجه
اندر احوالات كتاب و كتابخواني
سلام
در پست پيشين در باب تاريخچه ي تكوين كتاب و كتابخواني به تفصيل سخن گفتيم . اينك همانطور كه وعده كرده بوديم به واكاوي افت و خيزهاي آن ميپردازيم .
در اين رابطه "شيخ اجل سعدي" سخن پر مغزي دارد :
من يار مهربانم دانا و خوش بيانم !!!
با توجه به نقد كلاسيستي انديشمند برجسته ي فوق الذكر كه يك راهبرد بسط يافته ي پسامدرن را در تحليل نظرات كتابخوانان مي جويد ، به نظر ميرسد حركت طرفداران كتابخواني سه دوره ي مشخص تاريخي را طي كرده باشد . دوره ي اول از ماقبل تاريخ شروع ميشود و مي آيد ميرسد به دوران پارينه سنگي و بعد ميان سنگي . دوره ی دوم از آخر دوران اول شروع ميشود و به دوران سوم كه ميرسد ختم ميشود !!! دوره ی سوم از همان اول خودش شروع مي شود و هنوز هم ادامه دارد . 
البته . . .
البته اين طوري هم نيست كه اين دوره ها بدون افت و خيزبوده باشند .چنانچه يكي از صاحبنظران نامدار و انديشمندان معاصر و محققان ارجمند و از مفاخر عالم بشريت* كه ضمنا يكي از فلاسفه ي معاصر نيز مي باشند ، مي گويد : نخير ، افت و خيز داشته اند .
نظر ايشان عينا از كتاب " الامكان و المكان في التحول والتطور الپروسه " نقل مي شود كه فرموده اند : " نخير ، افت و خيز داشته اند ."
اينكه اين تطورات تحت چه مكانيزم هايي يك نظام انديشه ورز كارآمد را بنا نهاده اند ، مسئله اي است كه براي تبيين آن بايد به شاخه هاي صنعت چاپ توجه كرد .
" كيت اسپندر سوزان ليمون مارگارت ميلد غياث آبادي " در كتابي تحت عنوان " به خاطر يك مشت كتاب " یا "کتاب سوراخ شده " در اين باره مي گويد :برو بابا دلت خوشه ، فكر نون باش كه خربزه آبه !!!
پس براي ما روشن شد كه كتابخواني و سير تكامل آن ، همچين بدون افت و خيز نبوده است ! والسلام نامه تمام
* نویسنده ی وبلاگ حاضر !
پنجشنبه 1 آذر1386
آن روز که تکنولوژی به ایران آمد . . . .
دوم آذر سالروز درگذشت استاد درویش خان
غلامحسين درويش
معروف به "درويش خان " در سال ۱۲۵۱ شمسي در تهران به دنيا آمد .در يازده سالگي وارد دسته ي موزيك مدرسه ي دارالفنون شد . او داراي طبعي لطيف و ذوقي سرشار بود . در نوازندگي تكنيك خاص و
بديع داشت و با ابتكارات خود موسيقي ايراني را تا حدي از يكنواختي خارج ساخت . او با ابداعات خود تحولي عميق در موسيقي ايراني ايجاد كرد . پيش در آمد را از نو آوريهاي درويش خان در عرصه ي موسيقي سنتي ميدانند . او سرانجام در دوم آذر ۱۳۰۵ شمسي بر اثر تصادم با اتومبيل ( كه آنروزها تازه وارد جامعه ي ايراني شده بود ) درگذشت . درويش به هنگام مرگ تنها ۵۴ سال داشت ...
درویش خان نشسته نفر اول از چپ
بد نیست بدانید در کشور ما درویش خان اولین فردی است که در حادثه ی رانندگی جانباخته است .


