چهارشنبه 21 اسفند1387
بهـــــــاریه
چشم انداز
منظره آن قدر زیبا و دیدنی بود که برای تماشایش
اتومبیل را متوقف کردم .
آبشاری بلند از میان کوه ها جاری شده بود و به
مرتعی پر از گل های درخشان زرد و نارنجی می
رسید ؛ چشم اندازی کم نظیر و رویایی از بهار .
بی درنگ تابلو را از نگارگر دوره گرد خریدم ...
*****

دیدار بهار
روز های آخر اسفند بود .
آدم برفی آرزو داشت بهار را ببیند ؛ اما تا آمدن
بهار ، او باید می رفت ....
*****

دخترک گل فروش
فالگیرها و گداها چهار راه را اشغال کرده بودند ؛
جایی برای دخترک گل فروش نمانده بود .
*****
تنهایی
جدیدترین سی.دی آموزشی با عنوان :
" آخرین روش برای بسط تنهایی " منتشر شد .
برای کسب اطلاعات بیشتر ، به این سایت مراجعه
کنید:
(دبليو دبليو دبليو دات تنهايي دات کام)
*****
چهارشنبه 14 اسفند1387
خارجي ها الكي خارجي نشده اند !
زور بازوی آرنولد ، نبوغ بيل گيتس و فرار مغزها
يا
بادی بيلدينگ ، محمد رضا گلزار و شاهرخ خان !
انتخاب تیتر با شما .
پسر همسایه مان میگوید : " این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند " !
البته من هم میخواهم درسم را بخوانم ، پیشرفت کنم ، سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم.
ایران با خارج خیلی فرغ (1) دارد. خارج خیلی بزرگتر است.من خیلی چیزها راجع به خارج میدانم .
تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند . برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد .
او میگوید : " در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند . "مثلا همین " آرنولد " که رعیس(۲) کالیفرنیا شده است .
ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد .
دیدیم که چقدر زورش زیاد است ، بازو دارد این هوا !!!
اما این جا هر آدم لاغر اندامی را می گذارند مدیر بشود .
خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان " بادی بیلدینگ " کار میکنند. همین برجهایی که
دارند ، نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند !
ما اصلا ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم ؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم .
تازه پسر همسایه ما کانالهای ناجورش را قلف (3)کرده است تا والدینش خدای نکرده از راه به در نشوند !
این آمریکاییها بر خلاف ما ، آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را می بوسند .
اما زن و شوهرهاي فیلمهای ایرانی ، با سه متر فاصله کنار هم مینشینند . من فکر می کنم همین کارها باعث شده که آمار تلاغ (4) روز به روز بالاتر برود .
در اینجا اصلا استعداد ما کفش (۵ )نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرارمغزها کنند .
اما در خارج کشف میشوند . مثلاً این " بیل گیتس " با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده ، اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اخطراع (6)میکند !
پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود ؛ شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم !
من شنیدهام در خارج دموکراسی است . اگر اینجا هم دموکراسی میشد چقدرخوب بود !
آنوقت " محمدرضا گلزار " رئیس جمهور میشد و " مهناز افشار " را هم معاون اولش میکرد .
شاید " آمیتاب باچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت میکردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب میشد !
ماایرانیها ازنظرفرهنگی خیلی بیجمبه (7)هستیم. ما خیلی تنبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم كاملا تعطیل کردهایم .
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج ، جمعهها تعطیل نیست . وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخ در بياورم .
اما حرفهای پسر همسایهمان از بی. بی. سی هم مهمتر است !
آی کیون (8)ما ایرانیها ذاتا پایین است .
ولی خارجیها همه شان تیز هوش هستند . پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند
انگلیسی صحبت کنند ، حتی بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند . ولی اینجا متعسفانه (9) مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند !
واقعا جای تعسف(۱۰) ندارد !
اصلاحیه :
*1 ـ بخوانید فرق
*2 ـ بخوانید رئیس
*3 ـ بخوانید قفل
*4 ـ بخوانید طلاق
*5 ـ بخوانید کشف استعداد
*6 ـ بخوانید اختراع
*7 ـ بخوانید بی جنبه
*8 ـ بخوانید آی کیو
*9 ـ بخوانید متاسفانه
*۱۰ ـ بخوانید تاسف
شنبه 10 اسفند1387
در جستجوی آدمیت
موتور جستجو
نمی دونم امروزه موتور جستجوی آدمیت در وجود ما آدم ها چقدر می ارزه ؟ آیا اهمیتش از جستجوگرهای گوگل و یاهو بیشتره ؟

اگه بخوای در برابر راه های بی شمار انتخاب نوع زندگی خودتتصمیم بگیری ، کدوم سایت رو انتخاب می کنی ؟
مثلا اگه زمان به عقب برمی گشت و به زمان جنگ می رسیدی ، حاضر بودی موقعیت شغلی ، دانشگاه یا حوزه رو رها کنی و به جبهه بری ؟
اگه در زمان پهلوی و عصر خفقان بودی ، چه شیوه ای رو برای مبارزه و زندگی انتخاب می کردی ؟
از اینها که بگذریم ؛ در این دوره با چالش های هسته ای و علمی چه نسبتی داری ؟
تصمیمت در مورد برخورد با دنیا چیه ؟ اگر باعزت زیستن و مردن ، تاوان سنگینی داشته باشه ، آیا منتظر مرگ طبیعی می شینی ؟
اگه هر کدوم از ما روی سایت وجدان " سرچ " کنیم ، خمیازه گناهانی رو می بینیم که خیلی ها رو آرام
آرام
به خواب غفلت می کشونه .
اما مگه می شه به همه اطلاعات وجدان دسترسی پیدا کرد ؟ خیلی از سایت های گناهامون به دلیل پایین بودن قدرت کارت گرافیک روحی و سرعت پایین خدمات دهی فکری ، هیچوقت در دسترس نیستند . تازه ؛ اون هم در شرایطی که به سطر و فایل این خطاها ، هر روز داره اضافه می شه و پرونده اعمالمون رو رقم می زنه .
اگه محک امتحان الهی ، مارو به خودمون نیاره و برنامه های درست و سالمی رو پیش چشممون نذاره ، میرسه اون روزی که ، تمام کارایی اراده مون رو از دست بدیم .
برای رهایی از این فاجعه انسانی چه باید کرد ؟ شما می دونین ؟
جمعه 2 اسفند1387
گیسو و باد
" گیسو و باد "
وآنگاه با فنده ای گفت با ما از پوشاک سخن بگو .
او پاسخ داد :
پوشاك شما بيشتر زيبايی شما را می پوشاند ، اما آنچه نازيباست را نمی پوشاند .
و با آن كه در پوشاك ، آزادی خلوت خود را می جوييد ، درآن بند و
زنجير می يابيد .
كاشكی بيشتر با پوست و كمتر با پارچه ، خورشيد
و باد را لمس می كرديد .
زيرا كه نفس زندگی در پرتو خورشيد است و
دست زندگی در وزش باد .
پاره ای از شما مي گوييد :
اين پوشاكی كه ما به تن داريم بافته ی باد شمال است .
من می گويم آری باد شمال بود .
اما دستگاه بافندگی اش شرم بود و تار وپودش
سستی ورگ و پی .
وهنگامی كه كارش انجام گرفت درميان جنگل خندید .
فراموش نكنيد كه پوشيدگی سپری است در برابر چشم نا پاكان .
و هنگامی كه ناپاكان ديگر در ميان نباشند ، پوشش چيست به جزاسارت و آلايش روح ؟
و فراموش نكنيد كه زمين از پای برهنه ی شما لذت می برد ،
و باد دوست می دارد كه با گيسوان شما بازی كند .
جبران خليل جبران


