جمعه 15 خرداد1388
یک صندلی و چند داوطلب (2)
مشروح گزارش نشست مطبوعاتی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری ایندولند
-
کسانی که می گویند کشاورزی مملکت مرده است ، افرادی مغرض و فرصت طلب هستند .
-
کشاورزی کشور ممکن است فاقد حیات باشد ، ولی به هیچ وجه مرده نیست .
-
جامعه ای که به دانش و فن آوری مجهز نباشد ، قطعا از دانش و فن آوری بی بهره است .
-
ما باید فردایی به مثابه امروز و بلکه نازل تر داشته باشیم .
در بخش گذشته ، قسمتی از مصاحبه مطبوعاتی یکی از کاندیداهای ایندولند را تقدیمتان کردیم . اکنون مشروح یکی دیگر از گفت و گوهای این کاندیدا را پیش رو دارید .
تذکر خیلی خیلی جدی۲ : هر گونه تشابه محتوایی در جزئیات این مصاحبه ، با اظهارات هر یک از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری ، کاملا تصادفی است .
کاندیدای مورد نظر ، صبح دیروز در جمع اصحاب مطبوعات حاضر شد و با روزنامه نگاران به گفت و گو پرداخت . وی ابتدا از حضور خود در این جمع تشکر کرد و افزود : مطبوعات باید خرسند باشند از اینکه ما اینقدر خوشحالیم .
ایشان خاطر نشان کرد : اکنون زمان بیان حرف های جدی ، در همه دنیا سپری شده است . چه نیازی است به اینکه مطبوعات ما برای بیان حرف های حسابی و جدی ، خود را خسته کنند . مطبوعات به جای پرداختن به این کارهای بیهوده ، می توانند در هر شماره با هنر پیشه ها و فوتبالیست ها مصاحبه کنند و مردم را در جریان رنگ ها و غذاهای مورد علاقه شان قرار دهند .
ایشان تاکید کرد که اصولا تا وقتی امکان چاپ عکس های رنگی و سیاه و سفید هنرپیشه ها و فوتبالیست ها موجود است ، چه نیازی است به حرف زدن ؟
وی در این نشست از روند رو به موت کشاورزی کشور اظهار رضایت کرد و خاطر نشان ساخت : کسانی که می گویند کشاورزی مملکت مرده است ، افرادی مغرض و فرصت طلب هستند . کشاورزی کشور ممکن است فاقد حیات باشد ، ولی به هیچ وجه مرده نیست . ایشان از همه صاحب نظران عرصه کشاورزی کشور خواست ، هر چه باشکوه تر در مراسم تشییع جنازه کشاورزی شرکت کنند . 
این کاندیدا در این نشست مطبوعاتی به وضعیت جاده های کشور اشاره کرد و افزود : از بین رفتن تعداد زیادی از مردان ، در تصادفات جاده ای ، تبعیضی نابخشودنی نسبت به زنان است . ما امیدواریم هرسال ، همین تعداد از زنان نیز در جاده های اصلی و فرعی کشور ، به نحوی سربه نیست شوند ، تا تساوی میان زن و مرد کاملا اجرا شده باشد .
وی اساتید علوم پایه پرسنلی را مورد نوازش قرار داد و تصریح کرد ، علوم پایه پرسنلی ، بعد از علوم دیگر ، حرف اول را می زند . جامعه ای که به دانش و فن آوری مجهز نباشد ، قطعا از دانش و فن آوری بی بهره است .
ایشان دوباره افزود : ما باید فردایی به مثابه امروز و بلکه نازل تر داشته باشیم . در غیر این صورت هرگز دچار سقوط نخواهیم شد . اگرچه دشمنان ما در خواب غفلت فرو نرفته باشند . این ، درس عبرتی است برای همه جوامعی که درس عبرتشان دیر تر از اول مهر چاپ می شود .
ناطق خاطر نشان کرد : در گذشته ای نه چندان دور عمده پرتقال ها و برنج مصرفی کشور را دیگران وارد می کردند ولی ما اکنون به جایی رسیده ایم که دوستانمان پرتقال و برنج را وارد می کنند ، به طوری که رقم آن در مقایسه با گذشته بی سابقه است .
وی همچنین از حضور روزافزون تصویر زنان بر روی جلد مجلات ، اظهار رضایت کرد و افزود : حضور فعال زنان در روی جلد مجلات بطور رنگی ، نشان می دهد که زن در جامعه ما ، تدریجا دارد به جایگاه و منزلت ایده آل نزدیک می شود .
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ، با اشاره به جایگاه مطبوعات گفت :ما با هر گونه اعمال فشار علنی و مستقیم بر مطبوعات مخالفیم . هیچ روزنامه و مجله ای را مستقیما نباید تعطیل کرد . چرا که این کار با اصول یک جامعه دموکراتیک مغایرت دارد . بلکه باید اهرم های فشار را به گونه ای تنظیم کرد که مطبوعات جدی ، با خواست و اختیار خود ناگزیر به تعطیلی شوند .
از همه شما که این گزارش را خواندید موتوشکریم .
پنجشنبه 7 خرداد1388
عطش معرفت
دو نمـــــا از دو ماجرای همگون :
. پرده نخست
به یاد دارم ، در یکی از بهاری ترین روزهای دوران کودکی ام ، ( بهار 1351) زمانی که در کلاس چهارم یا پنجم دبستان درس می خواندم ، یک یادداشت عجیب به دستم رسید که روح و روانم را ، دست کم برای یک هفته تحت تاثیر قرار داد .
این یادداشت نسبتا طولانی ، به ماجرای حیرت آور شفای یک بیمار درمان ناپذیر اشاره داشت . نویسنده به شرح چگونگی شفا یافتن یک دختر 14 ساله در حرم حضرت امام رضا (ع) پرداخته بود .
تا اینجا ، نکته عجیب و دور از ذهنی به چشم نمی خورد . حالا ادامه ماجرا را بخوانید .
ای کاش نویسنده ، تنها به بیان این ماجرا بسنده می کرد ،اما در ادامه ، با ادبیات تهدید آمیزی نوشته بود :
از روی این ماجرا هشت بار بنویس و به دست هشت نفر برسان . اگر از این کار سرپیچی کنی ، بزودی پدر یا مادر خود را از دست خواهی داد !
یقینا برای من که آن زمان 10 سال داشتم ، از دست دادن پدر و مادر ، فاجعه ای غیر قابل تصور ، و در عین حال مصیبتی باور نکردنی بود . به همین خاطر ، علیرغم همه تنبلی یم در انجام تکالیف درسی ، با جدیت ویژه ای ، دست به کار نگارش آن ماجرا ، در تیراژ هشت گانه شدم !
آخر مسئله مرگ و زندگی در میان بود !
چیزی نزدیک به دو روز ، برای نوشتن آن ماجرا وقت گذاشتم . کار پر مشقتی بود . احساس یک قهرمان را داشتم که برای نجات جان دو غریق ، زندگی خود را به خطر انداخته است !
برای من که در یک خانواده معتقد به ارزش های دینی رشد کرده بودم ، دین و باورهای دینی ، مترادف با زیبایی ، لطافت و مهربانی بود . اما یک نفر پیدا شده بود و داشت تصویر نازیبا و ترسناکی از دین ،در پس زمینه ذهنم حک میکرد .
این حس غریب ، روح کوچک مرا می آزرد .
******************
. پرده دوم
دیشب اس ام اسی با این مضمون به دستم رسید :
هشت بار بگو "سلام بر فاطمه (س) " و این پیام را برای هشت نفر " به جز خودم " ارسال کن .
نویسنده پیام ، در ادامه مطلب نوشته بود : اصلا سوال نکن ! فقط این پیام را برای نفراتی که گفتم بفرست ، تا همین امشب ، خبر خوشی را دریافت کنی !
بدون درنگ برایش نوشتم :
دوست عزیز ، من هم مانند تو ، دوستدار زهرای اطهرم . هنوز پیشانی بند " یا زهرایم " را که یادگار سال های دفاع مقدس است ، در کنار چفیه و لباس خاکی رزم خود نگهداشته ام .
ای کاش هشت کتاب "زهرا شناسی" را در پیامک خود ، معرفی می کردی ، تا نام این کتاب ها را ، نه به هشت نفر ، بلکه به هشتاد نفر اس ام اس می دادم .
یادت نرود ، انسان امروز بیش از هر چیز ، تشنه ی معرفت است .
********
سالروز شهادت بانوی آب و آیینه،حضرت فاطمه زهرا(س)
را به دوستان همبلاگ تسلیت میگویم .
جمعه 1 خرداد1388
یک صندلی و چند داوطلب
دیگران کاشتند ، ما خوردیم ، وگرنه من کجا و بی وفایی !
مصاحبه " به وقت سنگسر " با یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری کشور ایندولند
تذکر خیلی خیلی جدی : هر گونه تشابه محتوایی در جزئیات این مصاحبه ، با اظهارات هر یک از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری کاملا تصادفی است .
. سلام، نظر شما در باره ثروت های باد آورده چیست ؟
کاندیدا : علیک سلام ، باد که ثروت نمی آورد . باد ، خس و خاشاک و گرد و خاک می آورد . آنچه ثروت می آورد هوش و کیاست و رفاقت و رابطه و منزلت و نیرو و قدرت و اینهاست که اتفاقا بد هم نیست . حالا اگر کسی عرضه داشت و توانست از این رابطه به نحو احسن استفاده کند که نباید محکومش کرد !
اگر به من باشد ، می گویم جایزه هم باید بدهند.این مطبوعات عادت دارند همه چیزراوارونه جلوه دهند .
. خود شما چقدر در این زمینه موفق بوده اید ؟
کاندیدا : من به خاطر ترس از ریا ، واقعا پرهیز دارم از گفتن موفقیت های خودم . به همین جهت باید عرض کنم که آه ندارم با ناله سودا کنم . من حتی منزلم هنوز استیجاری است !
. یعنی واقعا ...
کاندیدا : بعله ، ببینید ، سرمایه گذاری امنیت می خواهد. ما باید این امنیت را بالا ببریم . من هر چه در می آورم ، ناگزیرم که بلافاصله در بانکهای خارج بچپانم و خودم فعلا بی بهره بمانم ! من حقیقتا نگران نوه هفت نسل بعد خودم هستم که مبادا فقر و نداری ، او را آواره وطن کند .
. اخیرا طرح جامعی برای مبارزه با فساد ارائه کرده اید.آیا برای مبارزه با ارتشاء هم طرحی دارید ؟
کاندیدا : این ارتشاء هم مثل فساد ، از جمله مواردی است که به دلیل بدنامی ، مظلوم واقع شده.
ما اگر از همان ابتدا نام ارتشاء را عوض کرده بودیم و خودگردانی گذاشته بودیم ، این همه دچار مردم گردانی نمی شدیم . یا به عبارتی مردم این همه دچار سرگردانی در ادارات و مراکز دولتی نمی شدند . اینکه هر کارمند و ماموری موظف باشد خرج خودش را در بیاورد ، می دانید چه کمک بزرگی به بودجه دولت می شود ! چقدر نارضایتی کارمندان تقلیل می یابد ! چقدر درآمد سرانه افزایش می یابد ! چقدر وضع کارمندان خوب می شود !
ما به این همه عواید و برکات توجه نمی کنیم و صرفا بند می کنیم به یک پارامتر متغیر اخلاقی ، که در هر زمان و مکانی هم تعریفش فرق می کند !
. شما ظاهرا طرحی هم برای کابینه جدید داشتید ....
کاندیدا : بله ، طرح من تاسیس وزارت زنان بود . وزارتخانه ای که از وزیر تا مستخدم و راننده آن ، همه زن باشند .
. با چه شرح وظایفی ؟
کاندیدا :درچنین وزارتخانه ای طبعا اختلافات زیادی بروز می کند . کار این وزارتخانه این است که به اختلافات درون وزارتخانه ای رسیدگی کند و آنها را حل و فصل نماید . به این ترتیب ، بخش وسیعی از زنان می توانند سر کار باشند !
. شما به کدام سمت می روید ؟
کاندیدا : ما از همان سمتی می رویم ، که حرکت می کنیم !
. نظرتان در باره این عبارت چیست : دیگران کاشتند و ما خوردیم
کاندیدا : ادامه بدهند.چه منعی دارد ؟ما از اینکه دیگران بکارند و ما بخوریم،هیچ وقت گله مند نبوده ایم.
. تعریف شما از آزادی مطبوعات چیست ؟
کاندیدا : مطبوعات کاملا آزادند که هر چه ما می گوییم ، چاپ و منتشر کنند . واقعا هیچ محدودیتی در کار نیست . حتی می توانند به طور نامحدود از ما تعریف و تمجید کنند . هیچ منع قانونی وجود ندارد . مطبوعات، آزادند که از القاب بزرگان تاریخ و فرهنگ کشور برای ما خرج کنند . ما که بخیل نیستیم !
. مو تو شکریم !
کاندیدا : ما هم مو تو شکــــــــــــریم . بازم پیش ما بیا .
ادامه این گفت و گو را در پست های بعد بخوانید .


