شنبه 21 شهریور1388
خدا رو صدا بزن
خـــــــدای من ....
آه ای دل من ! با من ، با تموم دل های عاشق ، دست به کار زمزمه شو .

خدا رو عاشقانه صدا بزن ، با واژه هایی که خودش بهمون یاد داده ، باهاش حرف بزن .
خدا زیباترین حرف ها رو توی زبون بنده هاش میذاره .
خدا خودش بهمون می گه که چه جوری باید ازش بخوایم :
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...
خدای من ! بعد از اونکه راه رو نشونمون دادی ، دیگه نذار دل هامون به طرف باطل بره .
خدایا ! مارو به خاطر فراموشی و خطاها هایی که گاه و بیگاه ازمون سر می زنه ، زیر سوال نبر .
دل من ! حالا بگو .....
بگو که خدا می شنوه . بگو که او عاشق صدای بنده هاشه .
بگو ، که خدا این لحظات رو فقط برای دعای من و تو آفریده .
بگو ، که همه دارن همین کلمات رو می گن .
بگو ، که همه ی عزیزکرده های خدا ، همین واژه ها رو به درگاهش نالیدن :
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین .
خدایا باران شکیبایی رو بر ما ببار و قدم هامونو در راه حق ، محکم کن ، و ما رو بر اونایی که تو رو کافر شدن برتری بده . 
خدایا ، ما ندای پیامبر رو که به ایمان دعوتمون می کرد ، شنیدیم و مومن شدیم . از گناهامون بگذر و خطاهامونو بپوشون :
ربنا آتنا من لدنک رحمه و هیی لنا من امرنا رشدا ...
خدایا ، از خزانه ی بخششت برای ما رحمتی بفرست و همه ی امورمون رو مایه ی پیشرفتمون قرار بده .
آمــین .
جمعه 20 شهریور1388
خبر

کنارمن ، صـــــــــدف دیده پر گــهر نکنید
به پیش چشــــــــــم یتیمان ،پدر پدر نکنید
توان دیدن اشـــــــــک یتیم در من نیست
نثار خرمن جان علی ، شـــــــــرر نکنید
اگر چه قاتل من کرده سخت بی مــــهری
به چشم خشم ، به مهمان من نظر نکنید
اگر چه بال و پر کودکان کــوفه شکست
شما چو مرغ ، سـر خود به زیر پر نکنید
از آن خـــرابه که شب ها گذرگه من بود
بدون ســــفره ی خرما و نان گذر نکنید
به پیرمرد جــــــــزامی ســـلام من ببرید
ولی زمرگ من او را شما خــــبر نکنید
" حاج علی انسانی "
دو طایفه ، شیفته ی روش علی بودند : یکی خردمندان پاکدل ، و دیگری نیکو سرشتان باذوق .
" جبران خلیل جبران "
سالروز شهادت مولای متقیان ، امیر مومنان ، حضرت علی (ع) ، رو به شیفتگان راه و پویندگان طریق مولا تسلیت عرض می کنم .
خوشا به حال اون ها که به جای امام شماری ، امام شناسی هم می کنند .
چهارشنبه 18 شهریور1388
بار پروردگارا ......
ربنـــا
ربنای اول، سوره مومنون_ آيه109
( إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ )
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .
Among my worshipers there were a party who said: "lord, w believed. forgive us and have mercy on
ربنای دوم، سوره آل عمران_ آیه8
( رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ )
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت.
lord, do not cause our hearts to swerve after you have guided us.grant us your mercy.you are the embracing giver.
ربناي سوم، سوره كهف_ آیه10
(
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا )
آنگاه كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .
when the youths sought refuge in the cave, they said: "lord give us from your mercy and furnish us with rectitude in our affair.
ربناي چهارم، سوره بقره_ آيه250
( وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ
الْكَافِرِينَ )
چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه ، بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .
When they appeared to goliath and his soldiers, they said: "lord, pour upon us patience. make us firm of foot and give us victory against the nation of unbelievers itude in our affair.
منبع : نمکی
دوشنبه 9 شهریور1388
حرف های ناتمام
حرفهاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه ميكني: وقت رفتن است
باز همان حكايت هميشگي !
پيش از آنكه باخبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود
آي....
اي دريغ و و حسرت هميشگي !
ناگهان چقدر زود دير ميشود !
" قیصر امین پور "
چهل روز است که تو را ، نه به خاک ، که به یاد سپرده ایم .
پدر جان ، ای ترجمان صداقت و نجابت ، تا هستیم ، یاد تو نیز زنده است .


