تبليغاتX
به وقت سنگسر

جمعه 4 اردیبهشت1388

رادیو ، هنــــــــر هشتم

 

چهارم اردیبهشت "روز رادیو"

نکته اول :

زیبایی های کلامی

گاهی ، خوب حرف می زنیم ، اما حرف خوب نمی زنیم .

گاهی ، هم خوب حرف می زنیم ، هم حرف خوب می زنیم .

گاهی ، حرف خوب نمی زنیم ، اما خوب حرف می زنیم .

گاهی ، نه حرف خوب می زنیم ، نه خوب حرف می زنیم .


                                                      ************

نکته دوم :

آیتم های زندگی

 تقدیم به همکاران فرهیخته ام ، آنها که با رسم " آب بندی " در برنامه ها ، بیگانه اند .

 

" آیتم " های زندگی ما ، با هم تناسبی ندارند و به خوبی " میکس " نشده اند .

" اختلاف لول " برنامه هایمان ، گوش همگان را می آزارد ، آیا با این وضع " مخاطب " تمایلی به شنیدن " برنامه های زندگی" ما خواهد داشت ؟

خدا نکند این برنامه ها روزی در " استودیوی " محشر ، از " پخش شبکه جهانی " به گوش خلایق برسد ، آن وقت آشکار می شود چه کاره بوده ایم .

بیاییم" تپق " لغزش و "پارازیت های " خود خواهی را " ادیت " کنیم و به جای"صداهای دیستورت"، نغمه ی دلنواز صداقت را " زیر کلام " همه برنامه های زندگی جاری سازیم .

این تنها صدایی است که در " آرشیو " اعمال ، رنگ نمی بازد .

در هر شرایطی ، متن برنامه هایمان را به امضای " ویراستاران " معصوم برسانیم و مطمئن باشیم ضرر نمی کنیم.

خدا نیاورد آن روز را که " برنامه های تولیدی " مان باسیاهه ای از "ایراد های شکلی و محتوایی" از "باکس باز شنوایی" برگشت بخورد .

خوشبختانه فرصت برای " بازشنوایی " و " بازسازی " " برنامه ها " وجود دارد .

چون " ارزیابان پخش " هنوز برنامه ها را "ارجاع " نداده اند .

همه کارهای مان با دقیق ترین " سیستم های نظارتی " کنترل و بررسی می شود .


                                                       **************

نکته سوم :

تنها صداست که می ماند

بخشی از شعر جاودانه زنده یاد فروغ فرخزاد :

........ صدا ، صدا ، تنها صدا

صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن

صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک

صدای انعقاد نطفه ی معنی

و بسط ذهن مشترک عشق

صدا ، صدا ، صدا ، تنها صداست که می ماند .........




نوشته شده توسط ناصر در 5:28 بعد از ظهر | موضوع: رادیو و تلویزیون
• لينک ثابت   • 

شنبه 20 بهمن1386

سازه های متنافر

 

      به بهانه ی پخش دفاعیات "خسرو گلسرخی" در بیدادگاه رژیم پهلوی                

 

رسانه ی ملی در دومین سال پیاپی ، قسمت هایی از دفاعیات زنده یاد خسرو گلسرخی در بیدادگاه رژیم طاغوت را در معرض دید مخاطبان خود قرار داد .

ساختار برنامه از دو بخش تشکیل شده بود : ابتدا پخش دفاعیات و سپس سخنرانی جناب استاد رحیم پور ازغدی .

اما همزمانی و همراهی این دوبخش ، با چه هدفی صورت گرفت و آیا ترکیب این دو سازه ، کارآمدی مورد نظر را دارا بود ؟

در پست حاضر ، به دنبال پاسخی برای این پرسش ها هستم . بدون شک نظرهای سازنده ی شما دوستان نیز می تواند راهگشا باشد .

   

 آغاز سخن :

آگاهی از این موضوع لازم است که زنده یاد خسرو گلسرخی در شمار مبارزینی قرار داشت که  گرایش مارکسیست ، لنینیستی داشته و در سال ۱۳۵۲ دستگیر ، محاکمه و به اعدام محکوم شد . البته دفاعیات او در بیدادگاه رژیم پهلوی ، از چرخش ۱۸۰ درجه ای او و فاصله جستن از گرایش فکری پیشین و تمایل به اندیشه های دینی خبر می دهد . آنجا که با شجاعت تمام ، از پیرو علی (ع) و حسین (ع) بودن خود دم می زند و در کنار نقلی از مارکس ـ اسطوره ی فکری کمونیسم ـ در رد سرمایه سالاری ، به حدیثی از حضرت علی (ع) استناد می جوید . یا آن هنگام که در چرایی مبارزه ی خود با ستم ، به راه و منش حسین (ع) در قالب حدیثی دست می یازد و از پایگاه اندیشه ی دینی به مصاف ستمکاران دربار پهلوی می رود .

به نظر می رسد گروه هدف اصلی رسانه از پخش این دفاعیات ، نسلی است که ما در ادبیات شفاهی خود به نام نسل سوم یا چهارم انقلاب می شناسیم ، نه نسلی که انقلاب و تمامی حواشی آن را رقم زد . بنابر این می توان دریافت که رسانه ی ملی ، از سر احساس تعهد اخلاقی ، برای جلوگیری از استحاله ی فکری آنها در روبرو شدن با سیمای این قهرمان مبارزاتی ، بی درنگ به پخش سخنان دانشمند فرزانه ، دکتر رحیم پور ازغدی پرداخته است .

 البته نگرانی فوق نگرانی به حقی است . اما باید پذیرفت ، در نگاه کلان امنیتی که به ترسیم خطوط قرمز فکری و فرهنگی جامعه می پردازد ، تبلیغ و ترویج افکاری  جنجال برانگیز و حساس تلقی می شود که زنده و تولید کننده باشد . در حالیکه تفکرات ماتریالیستی ، احزاب کمونیستی و جنبش های خلقی در ایران و سراسر جهان مرده اند و آنچه از این تفکرات در کشورهایی مانند کوبا ، چین ، کره شمالی و روسیه باقی مانده است ، مترسکی بیش نیست و نا کار آمدی آن به اثبات رسیده است .( فرو پاشی حقارت بار اتحاد جماهیر شوروی را به یاد بیاورید .  پیر فرزانه ی انقلاب اسلامی ، حضرت امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) در یک پیش بینی قاطع ـ که بیشتر به معجزه شبیه بود ـ مرگ کمونیسم را به میخاییل گورباچف ، رهبر شوروی وعده داده بود . ) 

 

حال باید دید  آیا ترکیب دفاعیه و سخنرانی ، کارایی مورد انتظار را داشته است ؟

به عبارت دیگر آیا سیاست گزاران رسانه ی ملی به هدف خود از پخش این دفاعیه رسیده اند؟

شنیدن دفاعیات یک مبارز ماتریالیست که از پایگاه تفکرات دینی به نبرد طاغوت می رود ، بیش از آنکه اغوا کننده باشد ، برای هر مسلمانی غبطه برانگیز و روشنگر است . به جرات می توان گفت شاید هیچ دفاعی از کیان اندیشه های مبارزاتی دین ، به اندازه ی نمایش این دفاعیات ، در روشن کردن راه درست مبارزه ی حقیقی با ظلم  کارا نبوده باشد . راه روشنی که از میان فهم زندگی مبارزاتی امامان شیعی می گذرد . واین نکته ی مهمی است که زنده یاد گلسرخی در اندازه های درک خویش به آن دست یافته بود .

برای هر شنونده ی اهل حقیقتی ، شنیدن دفاعیه از دین و دین مداری ، در حالیکه گوینده ی آن دفاعیه ، خود هیچ نسبتی با دین و اهل دین ندارد ، دلپسند تر و قابل پذیرش تر است . مگر آنکه گوینده ی دفاعیات را در بیان این مطالب ذی نفع بدانیم و در صدق گفتارش تردید کنیم . اما بیان این مطالب در بیدادگاهی که دین ، دین مداری و دین مداران را سدی بزرگ در برابر بیدادگری های خود می شمارد ، چه نفعی برای گوینده ایجاد می کند ؟

در ترکیب دو سازه ی مورد بحث ، نوعی تنافر به چشم می خورد . یک برنامه ساز باید بداند ، کنار هم قرار دادن سازه هایی که با یکدیگر کارکردی متضاد دارند ، نتیجه ی دلخواه به همراه نخواهد داشت . برای مثال در کلام جناب آقای رحیم پور ازغدی در توصیف افکار و شخصیت مبارزینی چون خسرو گلسرخی ، از کلماتی مانند مستضعف فکری استفاده شده بود . کلامی که به تحقیر او می انجامید . به بیان دیگر ، در پی یک قهرمان سازی ناگهانی ، به یک باره ورق برگشته و دست به قهرمان زدایی زده می شود ، قهرمان زدایی از سیمای کسی که خود رسانه ، اندکی قبل او را در جایگاه یک قهرمان نشانده بود . ساختن یک اسطوره و بعد تخریب آن ، پیش از آنکه بهره ای از این اسطوره سازی برده شود ، آن هم در حالی که گفته های آن اسطوره ، اینگونه در خدمت آموزه های اسلامی است ، جای پرسش دارد .

البته ذکر این نکته هم لازم است که سخنرانی استاد ازغدی برای عده ای از دانشجویان ، در زمان و مکان خاصی صورت گرفته و به یقین با ایشان هماهنگی قبلی مبنی بر پخش سخنانش بعد از محاکمه انجام نشده است . شاید اگر چنین اطلاع رسانی دقیقی صورت می گرفت ، ایشان با آگاهی از کارکرد های اسطوره سازانه ی رسانه ، در توصیف راه مبارزاتی او و افکارش دقت بیشتری به خرج می داد .

     پایان سخن :

بی شک در آغاز هر مسیر و شروع هر ابداع و خلاقیتی ، انتقادات و اشتباهات بسیاری وجود دارد . اما آنچه مهم است جسارت و سیاستی است که مدیران رسانه ی ملی در پخش این محاکمه به خرج دادند . جسارتی که بی شک حاصل نگاه مثبت و بی طرفانه ی مدیران ارشد رسانه ی ملی به رویدادها و آدم های انقلاب است .

لذت دیدن چنین برنامه ای و استقبال عامه ی مردم از آن ، شاید بهترین پاداش برای مدیران این رسانه بوده باشد . 

     دست مریزاد .

 

نوشته شده توسط ناصر در 1:27 بعد از ظهر | موضوع: رادیو و تلویزیون
• لينک ثابت   • 

یکشنبه 13 آبان1386

محراب راديو !


رمضان سال ۱۴۲۶ قمري (۱۳۸۴) بود . برنامه اي در راديو داشتم به نام " نجواي سحر " . اين برنامه همانطور كه از اسمش پيداست ويژه ي سحرهاي ماه مبارك رمضان بود و من هم مجري آن بودم .
معمولا هر روز ساعت سه بامداد بايد خود را به استوديو مي رساندم . استمرار يك ماهه ي اين كار ، هر چند دشوار ، اما لذت بخش بود .

در يكي از اين سحرها ، هنگامي كه به استوديو رسيدم ،  به محض ورود به اتاق فرمان   ،  چهره ي آشنايي ديدم . آقاي باراني امام جمعه ي مهدیشهر آن شب به جمع ما آمده بود .   روحانی شریف و وارسته ای  که محبوبیت خاصی در بین مردم مهدیشهر و سمنان دارد.                                      در آن دل شب ، در آن سكوت رويايي ، و در لحظه هايي كه حتي عبور فرشتگان را ميشد احساس كرد ،  جمله تامل برانگیزی از زبانش شنیدم .   او اين جمله را با چنان احساسي بيان كرد كه براي من تكاندهنده بود .
او گفت : فلاني ! من به حال شما غبطه مي خورم . هر وقت وارد صداو سيما مي شوم ، احساس مي كنم   گویی وارد مسجد شده ام .
با خود انديشيدم : اگر صداوسيما مسجد است ؟‌ اگر اينجا عبادتگاه است ؟ پس استوديو رادیو نیز  به مثابه  محراب مسجد است و از آنجا كه محراب ، مقدس ترين جايگاه مسجد است ،‌ پس استوديوي راديو را نيز بايد مقدس شمرد .
از آن روز با خود قرار گذاشتم هيچ گاه بي وضو وارد استوديو نشوم !

 

 

نوشته شده توسط ناصر در 3:9 بعد از ظهر | موضوع: رادیو و تلویزیون
• لينک ثابت   • 

پنجشنبه 29 شهریور1386

ققنوس ، فرم و محتوايي متفاوت

 ghoghnoos
ققنوس نام برنامه تازه اي از گروه تلويزيوني بسيج شبکه استاني سيماي مرکز سمنان است که پخش آن از سي ام شهريور ماه 86 آغاز مي شود . اين برنامه که فرم آن گفتگوست ، سعي دارد گفتني هاي سالهاي دفاع مقدس را در شکلي تازه و متفاوت بيان کند .
براي من ، پس از سالها اجراي برنامه هاي مختلف تلويزيوني ، ققنوس حال و هواي ديگري دارد . مي شود گفت از اجراي آن احساس رضايت مي کنم . شايد اين احساس را در برنامه هاي انگشت شماري داشته ام . اما اين برنامه به لحاظ فرم ، موضوع ، مهمانان و فضاي کار براي من تجربه تازه ايست . اميدوارم بينندگان را نيز راضي کند .
حسين قدرت آبادي ، تهيه کننده ققنوس نيز مي گويد : ققنوس مي خواهد با وارد شدن به دنياي زيباي سرداران و رزمندگان ، در يک فضاي صميمي ، نگاه زيبا ، کلام صادقانه ، صبر و پايداري کم نظير ، شجاعت ، گذشت ، فداکاري و همه ي خوبي هايشان را به تصوير بکشد تا شايد بتواند آرامش وجودي آنان را به بينندگان انتقال دهد .
او اضافه مي کند : ققنوس مي خواهد نشان دهد که شگفتي سازان هشت سال دفاع مقدس ، مردان افسانه اي نبوده اند ، بلکه هنوز هم هستند کساني که حاضرند بسوزند تا از خاکسترشان نسلي سرنوشت ساز پديد آيد . ققنوس مي گويد : اگر خوب نگاه کنيم ، در اطرافمان فراوانند الگوهايي که سر مشق زندگي امروز و فردايمان باشند .
توضيح : ققنوس پرنده اي آتشين از گلستان ابراهيمي است .
اگر ققنوس را از شبکه تلويزيوني سمنان ديديد ، لطفا نظر خودتان را بيان بفرماييد .

                                             با سپاس ، ناصر طاهرکرد

نوشته شده توسط ناصر در 10:32 بعد از ظهر | موضوع: رادیو و تلویزیون
• لينک ثابت   •