تبليغاتX
به وقت سنگسر

جمعه 1 خرداد1388

یک صندلی و چند داوطلب

 

   دیگران کاشتند ، ما خوردیم ، وگرنه من کجا و بی وفایی !

 

مصاحبه " به وقت سنگسر " با یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری کشور ایندولند


تذکر خیلی خیلی جدی : هر گونه تشابه محتوایی در جزئیات این مصاحبه ، با اظهارات هر یک از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری    کاملا تصادفی است .

 . سلام، نظر شما در باره ثروت های باد آورده چیست ؟

کاندیدا : علیک سلام ، باد که ثروت نمی آورد . باد ، خس و خاشاک و گرد و خاک می آورد . آنچه ثروت می آورد هوش و کیاست و رفاقت و رابطه و منزلت و نیرو و قدرت و اینهاست که اتفاقا بد هم نیست . حالا اگر کسی عرضه داشت و توانست از این رابطه به نحو احسن استفاده کند که نباید محکومش کرد !

اگر به من باشد ، می گویم جایزه هم باید بدهند.این مطبوعات عادت دارند همه چیزراوارونه جلوه دهند .

. خود شما چقدر در این زمینه موفق بوده اید ؟

کاندیدا : من به خاطر ترس از ریا ، واقعا پرهیز دارم از گفتن موفقیت های خودم . به همین جهت باید عرض کنم که آه ندارم  با ناله سودا کنم . من حتی منزلم هنوز استیجاری است !

. یعنی واقعا ...

کاندیدا : بعله ، ببینید ، سرمایه گذاری امنیت می خواهد. ما باید این امنیت را بالا ببریم . من هر چه در می آورم ، ناگزیرم که بلافاصله در بانکهای خارج بچپانم و خودم فعلا بی بهره بمانم ! من حقیقتا نگران نوه هفت نسل بعد خودم هستم که مبادا فقر و نداری ، او را آواره وطن کند .

. اخیرا طرح جامعی برای مبارزه با فساد ارائه کرده اید.آیا برای مبارزه با ارتشاء هم طرحی دارید ؟

کاندیدا : این ارتشاء هم مثل فساد ، از جمله مواردی است که به دلیل بدنامی ، مظلوم واقع شده.             

ما اگر از همان ابتدا نام ارتشاء را عوض کرده بودیم و خودگردانی گذاشته بودیم ، این همه دچار مردم گردانی نمی شدیم . یا به عبارتی مردم این همه دچار سرگردانی در ادارات و مراکز دولتی نمی شدند . اینکه هر کارمند و ماموری موظف باشد خرج خودش را در بیاورد ، می دانید چه کمک بزرگی به بودجه دولت می شود ! چقدر نارضایتی کارمندان تقلیل می یابد ! چقدر درآمد سرانه افزایش می یابد ! چقدر وضع کارمندان خوب می شود !

ما به این همه عواید و برکات توجه نمی کنیم و صرفا بند می کنیم به یک پارامتر متغیر اخلاقی ، که در هر زمان و مکانی هم تعریفش فرق می کند !

. شما ظاهرا طرحی هم برای کابینه جدید داشتید ....

کاندیدا : بله ، طرح من تاسیس وزارت زنان بود . وزارتخانه ای که از وزیر تا مستخدم و راننده آن ، همه زن باشند .

. با چه شرح وظایفی ؟ 

کاندیدا :درچنین وزارتخانه ای طبعا اختلافات زیادی بروز می کند . کار این وزارتخانه این است که به اختلافات درون وزارتخانه ای رسیدگی کند و آنها را حل و فصل نماید . به این ترتیب ، بخش وسیعی از زنان می توانند سر کار باشند !

. شما به کدام سمت می روید ؟

کاندیدا : ما از همان سمتی می رویم ، که حرکت می کنیم !

. نظرتان در باره این عبارت چیست : دیگران کاشتند و ما خوردیم 

کاندیدا : ادامه بدهند.چه منعی دارد ؟ما از اینکه دیگران بکارند و ما بخوریم،هیچ وقت گله مند نبوده ایم.

. تعریف شما از آزادی مطبوعات چیست ؟

کاندیدا : مطبوعات کاملا آزادند که هر چه ما می گوییم ، چاپ و منتشر کنند . واقعا هیچ محدودیتی در کار نیست . حتی می توانند به طور نامحدود از ما تعریف و تمجید کنند . هیچ منع قانونی وجود ندارد . مطبوعات، آزادند که از القاب بزرگان تاریخ و فرهنگ کشور برای ما خرج کنند . ما که بخیل نیستیم !

. مو تو شکریم !

کاندیدا : ما هم مو تو شکــــــــــــریم . بازم پیش ما بیا .



                                       ادامه این گفت و گو را در پست های بعد بخوانید .




نوشته شده توسط ناصر در 11:4 بعد از ظهر | موضوع: طنز
• لينک ثابت   •