تبليغاتX
به وقت سنگسر

پنجشنبه 7 خرداد1388

عطش معرفت


       دو نمـــــا از دو ماجرای همگون :

 . پرده نخست


به یاد دارم ، در یکی از بهاری ترین روزهای دوران کودکی ام ، ( بهار 1351) زمانی که در کلاس چهارم یا پنجم دبستان درس می خواندم ، یک یادداشت عجیب به دستم رسید که روح و روانم را ، دست کم برای یک هفته تحت تاثیر قرار داد .

این یادداشت نسبتا طولانی ، به ماجرای حیرت آور شفای یک بیمار درمان ناپذیر اشاره داشت . نویسنده به شرح چگونگی شفا یافتن یک دختر 14 ساله در حرم حضرت امام رضا (ع) پرداخته بود .

تا اینجا ، نکته عجیب و دور از ذهنی به چشم نمی خورد . حالا ادامه ماجرا را بخوانید .

ای کاش نویسنده ، تنها به بیان این ماجرا بسنده می کرد ،اما در ادامه ، با ادبیات تهدید آمیزی نوشته بود :

از روی این ماجرا هشت بار بنویس و به دست هشت نفر برسان . اگر از این کار سرپیچی کنی ، بزودی پدر یا مادر خود را از دست خواهی داد !

یقینا برای من که آن زمان 10 سال داشتم ، از دست دادن پدر و مادر ، فاجعه ای غیر قابل تصور ، و در عین حال مصیبتی باور نکردنی بود . به همین خاطر ، علیرغم همه تنبلی یم در انجام تکالیف درسی ، با جدیت ویژه ای ، دست به کار نگارش آن ماجرا ، در تیراژ هشت گانه شدم !

آخر مسئله مرگ و زندگی در میان بود !

چیزی نزدیک به دو روز ، برای نوشتن آن ماجرا وقت گذاشتم . کار پر مشقتی بود . احساس یک قهرمان را داشتم که برای نجات جان دو غریق ، زندگی خود را به خطر انداخته است !

برای من که در یک خانواده معتقد به ارزش های دینی رشد کرده بودم ، دین و باورهای دینی ، مترادف با زیبایی ، لطافت و مهربانی بود . اما یک نفر پیدا شده بود و داشت تصویر نازیبا و ترسناکی از دین ،در پس زمینه ذهنم حک میکرد .

این حس غریب ، روح کوچک مرا می آزرد .


                                                    ******************

  . پرده دوم


دیشب اس ام اسی با این مضمون به دستم رسید :

هشت بار بگو "سلام بر فاطمه (س) " و این پیام را برای هشت نفر " به جز خودم " ارسال کن .

نویسنده پیام ، در ادامه مطلب نوشته بود : اصلا سوال نکن ! فقط این پیام را برای نفراتی که گفتم بفرست ، تا همین امشب ، خبر خوشی را دریافت کنی !

بدون درنگ برایش نوشتم :

دوست عزیز ، من هم مانند تو ، دوستدار زهرای اطهرم . هنوز پیشانی بند " یا زهرایم " را که یادگار سال های دفاع مقدس است ، در کنار چفیه و لباس خاکی رزم خود نگهداشته ام .

ای کاش هشت کتاب "زهرا شناسی" را در پیامک خود ، معرفی می کردی ، تا نام این کتاب ها را ، نه به هشت نفر ، بلکه به هشتاد نفر  اس ام اس می دادم .

 

یادت نرود ، انسان امروز بیش از هر چیز ، تشنه ی معرفت است .

                                                           

                                                                ********


                                      سالروز شهادت بانوی آب و آیینه،حضرت فاطمه زهرا(س)

                                                     را به دوستان همبلاگ تسلیت میگویم .





    


نوشته شده توسط ناصر در 4:41 بعد از ظهر | موضوع: اندیشه
• لينک ثابت   •